ترانۀ یاس
Mais Que faut dire ?
میگی بازم كنار همدیگه واژه بچین ؟ me dis-tu ordonne encore les mots
راجبه چی ؟؟ .. باشه بشین de quoi? bon,assois-toi
چشاتو باز كن یه لحظه مال من باش ouvre tes yeux sois un second à moi
راجبه چی ؟؟ .. باشه بشین de quoi? bon,assois-toi
چشاتو باز كن یه لحظه مال من باش ouvre tes yeux sois un second à moi
یه لحظه بیا توی حسّ و حال من باش sens mon air pour un moment
پس میكروفونو به دست من تو بده بگم donne-moi alors 'haut-parleur dire
از این زمونه و از دلی كه تكه تكست de ce temps et du coeur fracassé
هر آهنگ منم مساوی ذكر یك درد ma chaque parole égale une peine
جز اینم ندارم یه فكر بهتر ne sais d'idée mieux que ça
از این زمونه و از دلی كه تكه تكست de ce temps et du coeur fracassé
هر آهنگ منم مساوی ذكر یك درد ma chaque parole égale une peine
جز اینم ندارم یه فكر بهتر ne sais d'idée mieux que ça
از جومونگی بگم كه شده سنبل رشادت de ce JOMONG notre sym. de courage
ایران براش شده مث صندوق تجارت Iran est sa boît donnant de l'argent
پس هنرمند وطن الان كجاس نیس ؟ ?Où est alors l'artiste natal
ایران براش شده مث صندوق تجارت Iran est sa boît donnant de l'argent
پس هنرمند وطن الان كجاس نیس ؟ ?Où est alors l'artiste natal
اون تو زیرزمین میخونه چون كه مجاز نیس ! chantant souterrain car n'est permit
از چی بگم برات ؟ de quoi tu veux qu' je parle
انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد ؟ je t'offre quoi à ton regard
به جز كاغذ سفید پاره خب آره رفیق à l'except des paroles déchirées ah oui mon vieux
حرف توشه ولی با خودكار سفید les paroles écrites à l'encre blanc
تو هم مثل منی تو هم كم درد نداری Tu es comme moi n'as moins de chagrin
درد اصلیت اینه كه تو همدرد نداری ta grosse peine es qu'tu n'a de guérisseur
من كسی نیستم با این زخما دردم بگیره Je n'ai mal de ses coups
ولی این اشكها رو كی میخواد گردن بگیره mais enfin qui est responsable
از چی بگم خدا از این بنده های خسته Dieu que faut dire de ces hommes épuisés
از این همه درد تموم دنده هام شكسته mes côtes de cage cassées par tous ses coups
خنده هامو نبین این خنده هام یه چسبه ne regarde pas mes rires c'est la colle
از چی بگم برات ؟ de quoi tu veux qu' je parle
انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد ؟ je t'offre quoi à ton regard
به جز كاغذ سفید پاره خب آره رفیق à l'except des paroles déchirées ah oui mon vieux
حرف توشه ولی با خودكار سفید les paroles écrites à l'encre blanc
تو هم مثل منی تو هم كم درد نداری Tu es comme moi n'as moins de chagrin
درد اصلیت اینه كه تو همدرد نداری ta grosse peine es qu'tu n'a de guérisseur
من كسی نیستم با این زخما دردم بگیره Je n'ai mal de ses coups
ولی این اشكها رو كی میخواد گردن بگیره mais enfin qui est responsable
از چی بگم خدا از این بنده های خسته Dieu que faut dire de ces hommes épuisés
از این همه درد تموم دنده هام شكسته mes côtes de cage cassées par tous ses coups
خنده هامو نبین این خنده هام یه چسبه ne regarde pas mes rires c'est la colle
رو لبم این منم با یه ردپای خسته la trace sur ma lèvre vannée est moi
از چی بگم بگو از یه روح زخمی de quoi te dire dis-moi d'un âme blessé
كه باید یه تنه بره تو قلب كوه سختی obligée de se plongée dans le coeur de tas de durté
از روزایی كه خط خوردن توی تقویم des jours barrés sur l'agenda
از چی بگم بگو از یه روح زخمی de quoi te dire dis-moi d'un âme blessé
كه باید یه تنه بره تو قلب كوه سختی obligée de se plongée dans le coeur de tas de durté
از روزایی كه خط خوردن توی تقویم des jours barrés sur l'agenda
خبر میدن از یه اشتباه رو به تخریب avertissent d'une faute démolisante
از چی بگم از بچه های پایین شهر que faut dire de ces gosses
كه غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شب
اون كه تنها دلیل خوابش به عشق فرداست
تنها پاتوق عشق و حالش بهشت زهراست
یا كه بگم از اون رفقای كاخ نشین
كه هستن تو واردات كالای ساخت چین
تو به من اینو بگو من از چی بگم خب
ما گفتیم و تموم دردا ریشه كن شد ؟
از چی بگم برات شاید قصه دوس داری
مث قصه ی اون همكلاسیان روستایی
اگه قصه تلخه گناهه واقعیت
داستان نرگس و گلای باغ میهن
كه نشستن با صد چرا و افسوس كاشكی
یه بخاری جای چراغ نفت سوز داشتیم
چراغ افتاد توی كلاس و گر گرفت
آتشی كه پوست بچه ها رو مث گرگ گرفت
یه طفل معصوم با داد و فریاد گفت زود
بدویین سمت در ولی درم قفل بود
چشام خشك شد یه كم بهم اشك بده ایزد
این بچه ها با كدوم دست مشق بنویسن
كودكی مرد در راه كلاسی كه
سوخت و منتظر یه جراح پلاستیكه
یاس نمیخواد ته قصه رو هرگز ببنده
چون باز دلش میخواد كه نرگس بخنده
از چی بگم كه صبح نشده غروب زد
تو قلب بچه های مدرسه ی درودزن
غصه نخور صدامو بشنو از توی خونت
من صداتو به گوش همه میرسونم
از چی بگم دلی كه فقط اسمش دله ؟
یه عمری كه نصفش اشكه نصفش گله
یا از روح توی زندون كه جسمش وله
آدم مجبوره كه با شرایط وقفش بده
از چی بگم بگو از یه روح زخمی
كه باید یه تنه بره تو قلب كوه سختی
ولی قسم به خدا قسم به روح تختی
كه من بدون ترس میرم به سوی تقدیر
خیلی خشنه زندگی ولی حوصله كردم
تو فشن زندگی من یه مدل دردم
ولی دفتر گذشته هامو ذره ذره كردم
و اومدم جلو كه پی دردسر بگردم
از چی بگم ؟
از چی بگم از بچه های پایین شهر que faut dire de ces gosses
كه غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شب
اون كه تنها دلیل خوابش به عشق فرداست
تنها پاتوق عشق و حالش بهشت زهراست
یا كه بگم از اون رفقای كاخ نشین
كه هستن تو واردات كالای ساخت چین
تو به من اینو بگو من از چی بگم خب
ما گفتیم و تموم دردا ریشه كن شد ؟
از چی بگم برات شاید قصه دوس داری
مث قصه ی اون همكلاسیان روستایی
اگه قصه تلخه گناهه واقعیت
داستان نرگس و گلای باغ میهن
كه نشستن با صد چرا و افسوس كاشكی
یه بخاری جای چراغ نفت سوز داشتیم
چراغ افتاد توی كلاس و گر گرفت
آتشی كه پوست بچه ها رو مث گرگ گرفت
یه طفل معصوم با داد و فریاد گفت زود
بدویین سمت در ولی درم قفل بود
چشام خشك شد یه كم بهم اشك بده ایزد
این بچه ها با كدوم دست مشق بنویسن
كودكی مرد در راه كلاسی كه
سوخت و منتظر یه جراح پلاستیكه
یاس نمیخواد ته قصه رو هرگز ببنده
چون باز دلش میخواد كه نرگس بخنده
از چی بگم كه صبح نشده غروب زد
تو قلب بچه های مدرسه ی درودزن
غصه نخور صدامو بشنو از توی خونت
من صداتو به گوش همه میرسونم
از چی بگم دلی كه فقط اسمش دله ؟
یه عمری كه نصفش اشكه نصفش گله
یا از روح توی زندون كه جسمش وله
آدم مجبوره كه با شرایط وقفش بده
از چی بگم بگو از یه روح زخمی
كه باید یه تنه بره تو قلب كوه سختی
ولی قسم به خدا قسم به روح تختی
كه من بدون ترس میرم به سوی تقدیر
خیلی خشنه زندگی ولی حوصله كردم
تو فشن زندگی من یه مدل دردم
ولی دفتر گذشته هامو ذره ذره كردم
و اومدم جلو كه پی دردسر بگردم
از چی بگم ؟
Yas
+ نوشته شده در ساعت توسط پرنیان پاپیان
|









