هرمنوتیک در فارسی معنای دقیقی ندارد و برگرفته از واژه ی یونانی Hermêneuein به معنای شرح دادن، تأویل کردن است. این واژه را در پیوند با نام هرمس دانسته اند.  هرمس پیام آور بالداری از کوه المپوس بود که به کار عرضه و تفسیر سخن می پرداخت. هرمس واسطه ی عرضه ی پیام خدایان بود و دریافت هرمنوتیکی هم به نوعی عرضه کننده ی پیام موجود در متن است.

هرمنوتیک که ابتدا در فلسفه مطرح بود به سبب پیوندی که با درک وفهم دارد در شکل غیر فلسفی و در آثار مکتوب و شفاهی به کار می رود؛ در ترجمه، هرمنوتیک از این رو مطرح است که در فهم و بیان معانی به تفسیر نیاز داریم و یکی از رویکرد های مهم برای مطالعه ی ترجمه به شمار می رود.

تأویل به معنای باز گرداندن کلام از ظاهر خود به آن معنایی است که برای آن احتمال داده می شود و در نهایت، کشف معنایی غیر از معنایی است که از ظاهر کلام دریافت می شود. البته سنت تأویل در مسیحیت ، مرتبط با تلاش برای یافتن حقیقت یکتا و یگانه از خلال عبارات انجیل بوده است!

شلایرماخر Schleiermacher  که پدر هرمنوتیک جدید شناخته می شود معتقد بود برای فهم کامل متن باید زندگی و همچنین آثار نویسنده را دریافت؛ اما از سوی دیگر نمی توانیم نویسنده را بدون فهم آثار او بشناسیم. او برای درک ذهنیت نویسنده که جنبه ی روان شناختی دارد، از تأویل فنی بهره می جوید.